ضرورت گذار از الگوی سنتی مصرف به سمت مدیریت هوشمند انرژی
کارشناسان و مدیران صنعت گاز معتقدند از مهمترین راهکارهای کاهش فشار بر شبکه، حرکت از الگوی سنتی مصرف به سمت مدیریت هوشمند انرژی است. در سالهای اخیر اجرای پروژههای بهسازی موتورخانهها، کنترل هوشمند سامانههای گرمایشی و جایگزینی تجهیزات پربازده نشان داده است که بدون کاهش سطح رفاه خانوارها میتوان مصرف را کنترل کرد.
بهسازی موتورخانهها در ساختمانهای مسکونی، آموزشی، اداری و عمومی توانسته است ۱۵ تا ۳۰ درصد و در برخی فعالیتها حتی بیش از این حجم، صرفهجویی ایجاد کند. همچنین کنترل هوشمند دما و زمان فعالیت تجهیزات گرمایشی سبب شده است از روشن ماندن غیرضروری سیستمها جلوگیری شود و مصرف انرژی کاهش یابد.
ساختمانها، نقطه آغاز اصلاح الگوی مصرف
بخش ساختمان سهم قابل توجهی از مصرف گاز کشور را به خود اختصاص داده است. به همین دلیل بسیاری از برنامههای مدیریت مصرف بر اجرای الزامهای بهینهسازی در ساختمانها متمرکز شده است. استفاده از پنجرههای دوجداره، عایقکاری مناسب، نصب تجهیزات گرمایشی با بازدهی زیاد، کنترل دمای محیط در محدوده آسایش و مدیریت مصرف در ساعتهای غیرضروری از اقدامهایی است که میتواند بدون هزینههای سنگین، مصرف گاز را کاهش دهد.
بر اساس نتایج پروژههای اجراشده، فقط با تنظیم صحیح موتورخانهها و کنترل هوشمند سامانههای گرمایشی، بخش قابل توجهی از هدررفت انرژی در ساختمانها قابل جلوگیری است. این موضوع اهمیت بازنگری در الگوی مصرف را بیش از پیش آشکار میکند.
نقش فناوری در کاهش مصرف
هوشمندسازی از مهمترین ابزارهای مدیریت انرژی در سالهای اخیر بوده است. نصب سامانههای هوشمند در موتورخانهها، توسعه سیستمهای پایش برخط، کنترل از راه دور تجهیزات و حرکت به سمت کنتورهای هوشمند از اقدامهایی است که امکان رصد دقیق مصرف و شناسایی نقاط اتلاف انرژی را فراهم میکند.
در بسیاری از ساختمانهای عمومی، مدارس، مراکز آموزشی و اداری، سامانههای هوشمند توانستهاند با خاموش کردن خودکار تجهیزات در ساعتهای غیرضروری و تنظیم دمای محیط، کاهش مصرف قابل توجهی ایجاد کنند. افزون بر این، بهرهگیری از سامانههای پایش شبکه و مدیریت هوشمند توزیع گاز، نقش مهمی در کاهش هدررفت و افزایش پایداری شبکه ایفا میکند.
کارورها،حلقه اتصال صرفهجویی و اقتصاد انرژی
از ابزارهای تازه در مدیریت مصرف، ورود شرکتهای «کارور» به حوزه بهینهسازی انرژی است. این شرکتها بهعنوان بازوی اجرایی پروژههای کاهش مصرف، پروژههای مختلفی را در بخشهای خانگی، تجاری، صنعتی و عمومی اجرا میکنند. بهسازی موتورخانهها، تنظیم تجهیزات گرمایشی، کاهش نشتی، جایگزینی بخاریهای پربازده، اصلاح سامانههای حرارتی و اجرای پروژههای هوشمندسازی از فعالیتهای این شرکتهاست.
مدل فعالیت کارورها بر پایه اندازهگیری دقیق صرفهجویی است. پس از اجرای پروژه، حجم کاهش مصرف نسبت به دورههای گذشته محاسبه و راستیآزمایی میشود. سپس برای حجم صرفهجوییشده گواهی صادر میشود که قابلیت عرضه در بازار انرژی را دارد.
این سازوکار سبب شده است صرفهجویی از توصیه صرف به فعالیت اقتصادی تبدیل شود؛ موضوعی که میتواند انگیزه بیشتری برای مشارکت بخش خصوصی و مصرفکنندگان ایجاد کند.
فرهنگسازی، حلقه تکمیلکننده مدیریت مصرف
تجربههای اجراشده در سالهای اخیر نشان داده است که هیچ برنامهای بدون همراهی مردم به نتیجه مطلوب نمیرسد. از همین رو بخش مهمی از برنامههای مدیریت مصرف بر آموزش و فرهنگسازی متمرکز شده است.
پویشهای مردمی، آموزش در مدارس، پروژههای «همیار گاز»، استفاده از ظرفیت رسانهها و مشارکت نهادهای اجتماعی و فرهنگی از اقدامهایی است که برای نهادینه کردن فرهنگ مصرف بهینه دنبال میشود.
کارشناسان معتقدند کاهش فقط چند درجه از دمای محیط، خاموش کردن وسایل گرمایشی در فضاهای بدون استفاده، درزگیری مناسب در و پنجرهها و استفاده از تجهیزات پربازده میتواند در مقیاس ملی صرفهجویی قابل توجهی ایجاد کند.
ضرورت بازنگری در الگوی مصرف
شرایط کنونی صنعت انرژی نشان میدهد افزایش بهرهوری دیگر انتخاب اختیاری نیست. رشد مصرف، افزایش نیاز بخش خانگی در ماههای سرد سال و حساسیت حفظ پایداری شبکه ایجاب میکند نگاه تازهای به الگوی مصرف شکل بگیرد.
آنچه از تجربههای مختلف حاصل شده، این است که مدیریت مصرف فقط به معنای کاهش رفاه نیست؛ بلکه استفاده از فناوریهای نوین، اصلاح رفتار مصرفی، اجرای پروژههای بهینهسازی و مشارکت فعال مردم میتواند با حفظ آسایش، مصرف انرژی را کاهش دهد.
در چنین شرایطی، بازنگری در الگوی مصرف گاز نه فقط ضرورت اقتصادی، بلکه بخشی از راهبرد حفظ امنیت انرژی و تضمین تأمین پایدار گاز برای همه بخشها به شمار میآید؛ راهبردی که تحقق آن نیازمند همکاری همزمان دولت، بخش خصوصی، شرکتهای کارور و البته مصرفکنندگان است.