همزمان با سفر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، به نیویورک برای شرکت در اجلاس سالانه سازمان ملل، احتمال دیدار او با رئیسجمهور آمریکا به موضوعی بحثبرانگیز تبدیل شده است. این موضوع، بار دیگر مسئله اختیارات رئیسجمهور ایران در تصمیمات کلان سیاست خارجی را به کانون توجه رسانهها و تحلیلگران کشانده است. در حالی که جو بایدن، رئیسجمهور آمریکا، آمادگی مشروط خود را برای دیدار با پزشکیان اعلام کرده، این سوال مطرح میشود که آیا رئیسجمهور ایران صلاحیت و اختیار لازم برای چنین دیداری را دارد؟
به گزارش رهام خبر، در تاریخ روابط دیپلماتیک ایران و آمریکا، تلاشهایی از سوی روسای جمهور آمریکا برای برقراری تماس یا دیدار با مقامات ایرانی به چشم میخورد. از جمله این تلاشها میتوان به پیشنهاد بیل کلینتون برای دیدار اتفاقی با سیدمحمد خاتمی در راهروهای سازمان ملل و تماس تلفنی ۱۵ دقیقهای باراک اوباما با حسن روحانی اشاره کرد؛ اما این اقدامات نه تنها به کاهش تنشها میان دو کشور منجر نشد، بلکه بعضاً با واکنشهای تند سیاسی و اجتماعی در داخل ایران مواجه شد. این تاریخچه نشان میدهد که حتی اگر دیداری میان پزشکیان و بایدن صورت گیرد، نمیتوان انتظار داشت که روابط دو کشور وارد مرحله جدیدی از تعامل شود.
یکی از نکات کلیدی در این بحث، تفاوت سطح اختیارات رئیسجمهور ایران و آمریکا است. در نظام سیاسی ایران، رئیسجمهور نمیتواند به طور مستقل تصمیمات مهم سیاست خارجی، از جمله مذاکره با آمریکا، را اتخاذ کند. این در حالی است که رئیسجمهور آمریکا در چنین مواردی آزادی عمل بیشتری دارد و تصمیماتش معمولاً بدون نیاز به تایید سایر نهادهای قدرت اجرایی میشود. چنین محدودیتی در اختیارات رئیسجمهور ایران، به گفته کارشناسان، میتواند مانعی جدی برای پیشبرد هرگونه ابتکار دیپلماتیک باشد.
این محدودیت اختیارات، نه تنها در حوزه سیاست خارجی بلکه در مسائل داخلی نیز نمود دارد. رئیسجمهور ایران حتی در مواردی که با برخی سیاستها مانند فیلترینگ مخالف است، قادر به لغو آنها نیست. این وضعیت باعث شده تا بسیاری از مردم و تحلیلگران سیاسی، نقش رئیسجمهور را صرفاً به عنوان یک “تدارکاتچی” و “ضربهگیر سیاسی” تلقی کنند. چنین تصوری میتواند بر میزان مشارکت مردم در انتخابات آتی تأثیر منفی بگذارد؛ چنانکه در انتخابات گذشته نیز افت شدید مشارکت عمومی به دلیل بیاعتمادی به قدرت واقعی رئیسجمهور مشاهده شد.
برخی تحلیلگران بر این باورند که نظام سیاسی ایران برای بازگرداندن اعتماد عمومی و افزایش مشارکت مردم در انتخابات، باید اختیارات رئیسجمهور را بازتعریف کند. اگر رئیسجمهور بتواند با حمایت صریح و علنی نهادهای اصلی تصمیمگیرنده کشور، اختیارات لازم برای حل مسائل کلان سیاست خارجی و داخلی را داشته باشد، نه تنها بسیاری از مشکلات جاری کشور حل خواهد شد، بلکه اعتماد عمومی به نظام نیز احیا میشود. چنین رویکردی میتواند زمینهساز تغییرات مثبت در روابط خارجی ایران، از جمله تعامل با آمریکا، باشد.
در شرایطی که حدود ۲۰ ماه تا انتخابات ریاستجمهوری بعدی باقی مانده است، احیای اختیارات رئیسجمهور و ایجاد امید در جامعه میتواند نقشی کلیدی در بازگشت مشارکت مردم به دوران اوج خود ایفا کند. این مسئله، نه تنها به نفع دولت و مردم ایران خواهد بود، بلکه میتواند در تقویت جایگاه بینالمللی کشور نیز مؤثر باشد.


