دور شدن فناوری از جوان ایرانی؛ از ویترین جهانی تا واقعیت تورمی
در حالی که فناوری در بسیاری از کشورهای جهان به بخشی عادی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده، برای جوان ایرانی این دستاوردها به یک رؤیای دور از دسترس بدل شده است. امروزه، فاصله میان درآمد متوسط ایرانیان و قیمت کالاهای فناورانه به حدی افزایش یافته که نه تنها توان خرید این محصولات کاهش یافته، بلکه انگیزه دنبالکردن اخبار و تازههای فناوری نیز در میان بخش زیادی از جامعه رنگ باخته است.
به گزارش رهام خبر، یکی از نمونههای قابل توجه این فاصله، شب رونمایی آیفون جدید است؛ رویدادی که در سالهای گذشته هزاران ایرانی مشتاقانه دنبال میکردند تا از قابلیتها و تغییرات جدید محصولات اپل مطلع شوند. اما امسال، رکورد بازدید این رویداد در رسانههای داخلی شکسته نشد. دلیل این کاهش توجه، علاوه بر تغییر رفتار مصرفکنندگان و افزایش استفاده از شبکههای اجتماعی، به واقعیت اقتصادی تلخی بازمیگردد؛ جایی که قیمت آیفون ۱۸ پرو مکس به بیش از ۳۰۰ میلیون تومان رسیده است، آن هم در شرایطی که حداقل حقوق ماهانه یک کارگر ایرانی حدود ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است. این رقم نشان میدهد که خرید یک گوشی پرچمدار برای بسیاری از ایرانیان به امری دستنیافتنی تبدیل شده است.
حتی در بازار محصولات اقتصادی نیز شرایط مشابهی وجود دارد. قیمت گوشیهای هوشمند اقتصادی مانند گلکسی A07 سامسونگ در ایران حدود ۴۵ تا ۴۸ میلیون تومان است؛ رقمی که معادل سه ماه حقوق پایه یک کارگر است، آن هم با این فرض که هیچ هزینه دیگری برای زندگی روزمره وجود نداشته باشد. این وضعیت نشان میدهد که فناوری از کالایی تجملی به ابزاری حیاتی برای کار، ارتباط و آموزش تبدیل شده، اما دسترسی به آن برای بخش بزرگی از جامعه دشوارتر شده است.
در کشورهای ثروتمند، گرچه قیمت محصولات فناورانه مانند آیفون نیز بالا است، اما سازوکارهایی مانند خرید اقساطی یا برنامههای تعویض گوشی قدیمی با مدل جدید، امکان دسترسی به این محصولات را برای طبقه متوسط فراهم میکنند. در ایران، نه تنها درآمدها بسیار پایینتر است، بلکه کاهش ارزش پول ملی، تعرفههای واردات و هزینههای جانبی این فاصله را بیش از پیش افزایش دادهاند. افزون بر این، تورم اقتصادی باعث شده پسانداز کردن برای خرید این محصولات نیز به امری بینتیجه تبدیل شود؛ چرا که قیمت کالاها سریعتر از توان مالی افراد افزایش مییابد.
این محدودیتها تنها به سبد خرید مردم ختم نمیشود؛ بلکه به تدریج بر نگاه افراد به آینده تأثیر میگذارد. جوان ایرانی که پیشتر امیدوار بود بتواند با تلاش بیشتر به خواستههای خود دست یابد، اکنون با واقعیتی روبهرو است که حتی آرزو کردن را دشوار میکند. این وضعیت، از خانه و خودرو گرفته تا سفر و کالاهای فناورانه، به تدریج تصویری کوچکتر و محدودتر از آینده را برای نسل جوان ترسیم کرده است.
در چنین شرایطی، دولتمردان بارها بر ضرورت ایجاد امید اجتماعی و بهبود معیشت تأکید کردهاند. اما امید واقعی زمانی شکل میگیرد که فرد بتواند رابطهای قابل تصور میان تلاش امروز و دستاوردهای فردا بیابد. وقتی این رابطه از بین میرود و دسترسی به فناوری به رؤیایی دور تبدیل میشود، نه تنها قدرت خرید مردم کاهش مییابد، بلکه انگیزه آنها برای دنبالکردن و آرزو کردن نیز از دست میرود. شاید تلخترین بخش ماجرا همین باشد: اینکه فناوری نه تنها از سبد خرید، بلکه از رؤیای جوان ایرانی نیز حذف شود.