اوپک: آگهی ترحیم یا تولد دوباره؟
اوپک در سال ۱۹۶۰ آغاز به کار کرد. پنج وزیر نفت از عربستان سعودی، ایران، عراق، کویت و ونزوئلا که تا پیش از تأسیس اوپک، شاهد تعیین قیمتها از سوی شرکتهای نفتی خارجی در سطحی بودند که بهسختی هزینههای آنها را پوشش میداد، دور هم جمع شدند. داستان از این قرار است که نفتی که آنها میفروختند، ارزش کمتری از چای روی میز جلسه آنها داشت و از این بابت یک ناامیدی واقعی داشتند.
هیچکدام از آنها طرح دقیقی نداشتند. تنها نقطه اشتراک این بود که احساس مشترکی داشتند که کنترل منابع خود را از دست میدهند. از دل آن ناامیدی، بهعلاوه برخی جاهطلبیهای بزرگ، این سازمان تشکیل شد. این چیز جدیدی بود: بخشی از آن شکل کارتل داشت، بخشی از آن اتحاد سیاسی و بخشی از آن جنبش اعتراضی علیه غولهای نفتی غربی بود که از اوایل قرن بیستم بر این صنعت تسلط داشتند.
اوپک ابتدا کمتر در مورد هماهنگی فنی و بیشتر در مورد اعمال حاکمیت بر خود نفت فعالیت داشت. ابتدا هیچکس توجه زیادی نکرد. شرکتهای بزرگ نفتی آن را به سخره و معاملهگران نادیده گرفتند و حتی کشورهای عضو، محدودیتهای تولید را اختیاری میدانستند. قوانین مربوط به تولید روی کاغذ وجود داشت، اما اجرای آن ضعیف بود یا اصلاً وجود نداشت. در بیشتر دهه ۱۹۶۰، اوپک بیشتر شبیه یک محفل سخنپراکنی بود تا یک قدرت و بیانیههایی صادر میکرد که بازارها بهندرت به آنها واکنش نشان میدادند.
هر چند سال یکبار، بحرانی وجود داشت که باید اوپک را نابود میکرد. دهه ۱۹۷۰ از راه رسید و اوضاع بهسرعت تغییر کرد. ملی شدن داراییهای نفتی در سراسر کشورهای اوپک گسترش یافت و این گروه ناگهان کنترل بشکههای واقعی را در دست گرفت و دیگر فقط در حال لفاظی نبود. تحریم نفتی اعراب و کنترلهای گستردهتر عرضه نشان داد محدود کردن تولید میتواند کل اقتصاد جهانی را متزلزل کند.
قیمتها بهشدت افزایش و تورم افزایش یافت، امنیت انرژی به یک مسئله سیاسی مهم در کشورهای مصرفکننده تبدیل شد. آژانس بینالمللی انرژی در واکنش به این موضوع تشکیل شد و کشورهای عضو سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه (OECD) اطمینان دادند که ۹۰ روز ذخایر اضطراری نفت را در اختیار خواهند داشت. برای لحظهای به نظر میرسد اوپک جهان را گروگان گرفته است. در همان زمان بود که مردم شروع به پیشبینی فروپاشی آن کردند و این درست زمانی بود که نفوذ اوپک به اوج خود رسید.
بحران دهه ۱۹۸۰؛ نخستین آزمون مرگ
تنشهای داخلی، اولویتهای ملی رقیب و نوسانات شدید قیمت سبب شد بسیاری تصور کنند همه چیز به سرعت از بین خواهد رفت، اما اوپک از بین نرفت و تکامل یافت. بحران اعتماد در دهه ۱۹۸۰ نخستین بحران وجودی واقعی را به همراه داشت. قیمتهای بالا سبب صرفهجویی در مصرف، عرضه جدید نفت از تولیدکنندگان غیراوپک و رکود اقتصادی شده بود. تقاضا ضعیف شد، اما اعضا همچنان به سهمیهبندیها پایبند نبودند و سعی میکردند با افزایش تولید، از درآمد خود دفاع کنند.
عربستان سعودی بیشتر بار این مسئولیت را به دوش کشید و بارها و بارها تولید خود را کاهش داد تا از قیمتها حمایت کند. سرانجام ریاض از تلاش برای تبدیل شدن به تنها تولیدکننده تعیینکننده دست کشید. شیرهای نفت را باز و بازار را پر از نفت کرد و قیمتها سقوط کردند. صادرکنندگان نفت نابود شدند، بودجهها بهشدت کاهش یافت و اوپک به نظر تمامشده میآمد. تحلیلگران با اطمینان خاطر، مرگ آن را نوشتند. کارتلی که نتواند نظم و انضباط را اعمال کند، قرار نیست زنده بماند، اما اوپک نمرد بلکه تکامل یافت.
این سازمان در دهه ۱۹۹۰ تلوتلو خورد، تضعیف شد، اما زنده ماند. قیمتها بهنسبت پایین و پایدار ماندند و اوپک در پسزمینه بازارهای جهانی محو شد. هنوز دارای اهمیت بود، اما دیگر تعیینکننده به نظر نمیرسید. برای مدتی، به نظر میرسید که به یک نهاد میراثی تبدیل شده است که بیشتر بهدلیل عادت زنده مانده تا قدرت. سپس دهه ۲۰۰۰ از راه رسید. تقاضا از سوی چین و سایر بازارهای نوظهور افزایش یافت، ظرفیت مازاد محدود شد و ناگهان اوپک دوباره اهمیت پیدا کرد. قیمتها به سطوحی رسید که در دهههای گذشته دیده نشده بود. این سازمان تقریباً بهطور تصادفی، مرتبط به نظر میرسید و حتی اعضای آن نیز از میزان اهرمی که بازیابی کرده بودند، شگفتزده به نظر میرسیدند.
این اعتماد دوام نیاورد. حدود سال ۲۰۱۴، رونق نفت شیل آمریکا بازی را تغییر داد. شکست هیدرولیکی و حفاری افقی، حجم عظیمی از نفت را آزاد کرد. عرضه از کنترل اوپک خارج شد و وقتی این گروه از کاهش تولید خودداری کرد، قیمتها سقوط کردند. بار دیگر، روایت این بود که اوپک مغلوب فناوری شده است، اما اوپک نمرد و تکامل یافت.
تولد اوپکپلاس؛ همکاری با روسیه
در سال ۲۰۱۶، راهبرد تغییر کرد. اوپک کاری را انجام داد که قبلاً هرگز واقعاً انجام نداده بود: همکاری با کشورهای غیرعضو، بهویژه روسیه را رسمی کرد. اوپک پلاس متولد شد. این نوعی از اتحاد بود که به جای اعتماد، بر اساس ضرورت و نیاز شکل گرفته بود و اتفاقاً بهخوبی عمل کرد. کاهش تولید در مقیاسی بهاندازه کافی بزرگ موجب شد تا قیمتها را تثبیت کند و کنترل بر بازار را بازگرداند.
سپس سال ۲۰۲۰ از راه رسید. همهگیری کرونا تقریباً در یک شب تقاضای نفت را از بین برد. هواپیماها زمینگیر شدند، جادهها خالی و انبارها پر شدند. روسیه و عربستان سعودی نخستین اختلاف بزرگ خود را تجربه کردند و قیمتها حتی برای مدت کوتاهی منفی شدند. این یک اتفاق بیسابقه و قطعی به نظر میرسید. حتی معتقدان قدیمی هم فکر میکردند این بار ممکن است واقعاً پایان باشد، اما اوپک نمرد، بلکه تکامل یافت. برخلاف انتظارات، اوپکپلاس با کاهش تولیدهای عظیم موافقت کرد و بهطور شگفتآورتری نیز کشورها از این تصمیم پیروی کردند. هماهنگی اوپک پلاس تحت فشار شدید حفظ شد. این گروه دوباره ثابت کرد که بقا، نه کمال، بلکه یک هدف واقعی برای آنهاست و برای ایجاد ثبات واقعی در بازار نفت عمل کرد. اکنون دوباره تنشها بازگشتهاند.
تنشهای امروز: خروج اعضا و پیشبینیهای تکراری پایان
اختلافها بر سر خطوط تولید مبنا، سهمیهها و برنامههای تولید آینده بیشتر شده است. کشورهایی مانند امارات متحده عربی، با ظرفیت رو به رشد سریع و جاهطلبیهای بزرگ، در برابر محدودیتهایی که برای دوران متفاوتی طراحی شده بودند، مقاومت کردهاند. هر زمان که منافع ملی بهشدت از هم فاصله میگیرند، صحبت از خروج یا تجزیه دوباره مطرح میشود. آنگولا و قطر به ترتیب خروجهای مهمی بودند که میخواستند بر راهبردهای ملی نفت و گاز تمرکز کنند، اما خروج امارات متحده عربی در سطح دیگری قرار داشت.
تحلیلگران با عجله اعلام کردند این بار پایان کار است: از نظریههای پیرامون اوج نفت، خطر داراییهای بلااستفاده و احتمال کمرنگ شدن ارتباط با اتحادهای ژئوپلیتیکی در حال تغییر. هر چند سال، بحرانی وجود دارد که باید اوپک را از بین ببرد. تحلیلگران همچنان همان اشتباه را تکرار و همان تیترها را ایجاد میکنند، اما تاریخ نشان میدهد اوپک ناپدید نمیشود: خم میشود، کوچک میشود، گسترش مییابد و برند خود را تغییر میدهد. این سازمان، یک پاسخ مکرر به هرج و مرج در بازارهای نفت است.
منبع :پترولیوم اکونومیست