بازار، گروه بورس: اقتصاد جهانی وارد دوره‌ای از عدم قطعیت شده که در آن نفت، ژئوپلیتیک و انقلاب هوش مصنوعی همزمان مسیر سرمایه‌گذاری را تغییر می‌دهند. اقتصاددانانی مانند آسوات داموداران، ری دالیو و محمد العریان هشدار می‌دهند که مدل‌های سنتی تحلیل بازار دیگر به‌تنهایی پاسخگو نیستند. افزایش نرخ بهره، تغییر ساختار جهانی‌شدن و موج سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی باعث شده تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاران پیچیده‌تر از همیشه شود. در چنین شرایطی تحلیلگران می‌گویند مهم‌ترین مهارت سرمایه‌گذاران نه پیش‌بینی آینده، بلکه مدیریت عدم قطعیت و تشخیص سیگنال‌های واقعی در میان انبوه داده‌هاست.

سایت ارقام در این باره می نویسد: چشم‌انداز مالی جهان بیش از هر زمان دیگری به میدان گسترده‌ای از نوسان تبدیل شده است. در چنین فضایی، قطعیت به‌تدریج فرسایش یافته و سرمایه‌گذاران در میان مهی از ریسک‌های ژئوپلیتیک، تحولات سریع فناوری و تغییرات سیاست‌های پولی حرکت می‌کنند؛ عواملی که بسیاری از روش‌های سنتی ارزش‌گذاری دارایی‌ها را تضعیف کرده‌اند.

در «عصر عدم قطعیت»، مسئله دیگر صرفاً یافتن بازدهی بالا نیست؛ بلکه درک این پرسش بنیادی است که آیا آنچه در اقتصاد جهانی رخ می‌دهد صرفاً مجموعه‌ای از نوسانات گذراست یا نشانه‌ای از دگرگونی عمیق در نظم اقتصادی جهان.

آسوات داموداران، استاد شناخته‌شده ارزش‌گذاری در دانشکده کسب‌وکار استرن دانشگاه نیویورک که بسیاری او را «پدر ارزش‌گذاری مدرن» می‌دانند، در گفت‌وگویی که رسانه بلومبرگ به آن پرداخته توضیح می‌دهد که برای فهم رفتار سرمایه‌گذاران امروز باید از توضیح‌های تک‌عاملی فاصله گرفت. به گفته او، حرکت بازارها نتیجه برهم‌کنش مجموعه‌ای از نیروهاست که هرکدام در بازه‌های زمانی متفاوت عمل می‌کنند.

داموداران تأکید می‌کند: تصمیم‌های سرمایه‌گذاری حاصل تعامل پیچیده متغیرهایی است که با سرعت‌های مختلف تغییر می‌کنند. در چنین شرایطی اگرچه عواملی مانند نرخ بهره و تورم همچنان مهم هستند، اما دیگر به‌تنهایی قادر به توضیح روندهای بازار نیستند؛ زیرا ژئوپلیتیک و فناوری اکنون نقش تعیین‌کننده‌تری پیدا کرده‌اند.

سه افق زمانی برای درک جریان سرمایه

داموداران معتقد است برای تحلیل رفتار سرمایه باید به سه افق زمانی نگاه کرد.

در کوتاه‌مدت، انرژی و به‌ویژه نفت همچنان یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده بازارهاست. هرچند بحث گذار به انرژی‌های پاک پررنگ‌تر شده، اما نفت هنوز نقش کلیدی در تعیین مسیر تورم و سیاست پولی دارد. گزارش‌های اقتصادی که رسانه‌هایی مانند سی‌ان‌بی‌سی و بلومبرگ منتشر کرده‌اند؛ نشان می‌دهد شوک‌های انرژی در سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ یکی از عوامل اصلی جهش تورم در اقتصادهای بزرگ بود؛ به‌طوری که نرخ تورم در آمریکا و اروپا در مقاطعی از ۸ درصد فراتر رفت.

همین فشارهای تورمی فدرال رزرو آمریکا را وادار کرد نرخ بهره را به محدوده ۵.۲۵ تا ۵.۵ درصد برساند؛ سطحی که به نوشته فایننشال تایمز بالاترین نرخ بهره در بیش از دو دهه اخیر به شمار می‌رود. نتیجه این سیاست‌ها تقویت دلار و تغییر مسیر جریان سرمایه به سمت دارایی‌های دلاری بود؛ روندی که فشار قابل توجهی بر ارزها و بازارهای نوظهور وارد کرد.

در افق میان‌مدت، مسئله مهم‌تر تغییر ساختار اقتصاد جهانی است. صندوق بین‌المللی پول در گزارشی که رسانه اکونومیست نیز به آن پرداخته هشدار داده روندی که از آن با عنوان «واگرایی یا تکه‌تکه شدن جهانی‌شدن» یاد می‌شود می‌تواند در بلندمدت تا حدود دو درصد از تولید ناخالص داخلی جهان بکاهد.

اما در بلندمدت، فناوری مهم‌ترین نیروی شکل‌دهنده اقتصاد خواهد بود؛ به‌ویژه موج سرمایه‌گذاری در حوزه هوش مصنوعی.

سرمایه‌گذاران در جهانی تصمیم می‌گیرند که همزمان زیر فشار ژئوپلیتیک، انقلاب فناوری و سیاست‌های پولی متغیر قرار دارد؛ ترکیبی که مدل‌های کلاسیک ارزش‌گذاری را با چالش جدی مواجه کرده است

هوش مصنوعی و بازآرایی قدرت اقتصادی

رشد سریع سرمایه‌گذاری در فناوری‌های مرتبط با هوش مصنوعی جریان عظیمی از سرمایه را به سمت شرکت‌های فناوری هدایت کرده است. رسانه فایننشال تایمز در تحلیل‌های خود به جهش ارزش بازار شرکت‌هایی مانند انویدیا اشاره می‌کند که در مدت کوتاهی صدها میلیارد دلار به ارزش خود افزود؛ رشدی که عمدتاً ناشی از تقاضای انفجاری برای تراشه‌های مورد استفاده در هوش مصنوعی بود.

همزمان مایکروسافت با سرمایه‌گذاری‌های گسترده در زیرساخت‌های هوش مصنوعی موقعیت خود را در رقابت فناوری تقویت کرده است؛ موضوعی که بارها در تحلیل‌های بلومبرگ مورد توجه قرار گرفته است.

این روند با دیدگاه ری دالیو، بنیان‌گذار صندوق پوشش ریسک بریج‌واتر، همسو است. دالیو در گفت‌وگوهایی که رسانه‌های اقتصادی از جمله سی‌ان‌بی‌سی منتشر کرده‌اند؛ تأکید می‌کند: جهان در حال عبور از یک دوره گذار تاریخی است؛ دوره‌ای که در آن توازن قدرت اقتصادی جهانی در حال تغییر است.

از سوی دیگر محمد العریان، اقتصاددان برجسته و مشاور ارشد شرکت آلیانز، در گفت‌وگویی با شبکه بلومبرگ هشدار داده است: جهان به «آستانه‌ای بحرانی» رسیده است؛ جایی که شوک‌های انرژی دیگر صرفاً رویدادهای کوتاه‌مدت نیستند بلکه به مسئله‌ای ساختاری در اقتصاد جهانی تبدیل شده‌اند.

او همچنین تأکید می‌کند که عدم قطعیت سیاسی اکنون به یک متغیر دائمی در تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران تبدیل شده است.

در عصر انفجار داده‌ها، چالش اصلی سرمایه‌گذاران دیگر کمبود اطلاعات نیست؛ بلکه تشخیص سیگنال‌های واقعی از میان نویز عظیم اطلاعاتی است که بازارها را احاطه کرده است

عصر انفجار داده‌ها و چالش تشخیص واقعیت

اگر در گذشته مشکل سرمایه‌گذاران کمبود اطلاعات بود، امروز وضعیت کاملاً برعکس شده است. اکنون حجم عظیمی از داده‌ها، تحلیل‌ها و سیگنال‌های بازار به‌طور مداوم تولید می‌شود.

داموداران در تحلیل‌های خود که بارها در رسانه‌هایی مانند بلومبرگ و فایننشال تایمز بازتاب یافته می‌گوید این فراوانی اطلاعات لزوماً عدم قطعیت را کاهش نمی‌دهد؛ بلکه در بسیاری موارد باعث افزایش آن می‌شود.

او توصیه‌ای غیرمتعارف به سرمایه‌گذاران ارائه می‌کند: کمتر بازار را نگاه کنید. داموداران می‌گوید سرمایه‌گذاران بهتر است به جای دنبال کردن بازار در هر لحظه، سبد دارایی خود را هفته‌ای یک بار بررسی کنند.

مطالعات اقتصاد رفتاری نیز از این دیدگاه حمایت می‌کند. پژوهش‌هایی که در گزارش‌های بانک‌های سرمایه‌گذاری منعکس شده نشان می‌دهد سرمایه‌گذارانی که در معرض جریان دائمی اخبار قرار دارند، بیشتر دچار معامله بیش از حد می‌شوند و در نهایت بازدهی کمتری کسب می‌کنند.

تحلیلگران گلدمن ساکس در گزارشی که بلومبرگ به آن پرداخته توضیح داده‌اند جریان سرمایه‌گذاران خرد که از طریق شبکه‌های اجتماعی تقویت می‌شود حتی در نبود تغییر بنیادی در وضعیت شرکت‌ها می‌تواند قیمت دارایی‌ها را به‌شدت جابه‌جا کند.

نفت، واگرایی ژئوپلیتیک و سرمایه‌گذاری‌های عظیم در هوش مصنوعی سه نیرویی هستند که به گفته اقتصاددانان برجسته مسیر جریان سرمایه جهانی را در سه افق زمانی متفاوت تعیین می‌کنند

رفتار گله‌ای و جستجوی پناهگاه امن

در دوره‌های بحران، بازارها فقط بر اساس داده‌های اقتصادی حرکت نمی‌کنند؛ بلکه احساسات سرمایه‌گذاران نیز نقش مهمی ایفا می‌کند.

داموداران می‌گوید: یکی از مهم‌ترین الگوهای رفتاری در چنین شرایطی «رفتار گله‌ای» است؛ وضعیتی که در آن سرمایه‌گذاران به دنبال حرکت جمعی بازار می‌روند، به‌ویژه زمانی که عدم قطعیت افزایش می‌یابد.

نمونه بارز این پدیده در موج سرمایه‌گذاری در شرکت‌های مرتبط با هوش مصنوعی دیده می‌شود. بسیاری از سرمایه‌گذاران از ترس عقب ماندن از بازار به این شرکت‌ها هجوم برده‌اند؛ الگویی که یادآور رفتار بازار در دوران حباب اینترنت در اوایل دهه ۲۰۰۰ است.

تحلیل‌هایی که بانک سرمایه‌گذاری مورگان استنلی منتشر کرده و رسانه بلومبرگ به آن پرداخته نیز نشان می‌دهد تمرکز سرمایه در تعداد محدودی از سهام بزرگ فناوری به شکل قابل توجهی افزایش یافته است؛ وضعیتی که در صورت تغییر فضای بازار می‌تواند خطر اصلاح شدید قیمت‌ها را بالا ببرد.

در مورد دارایی‌های امن نیز داموداران نگاه متفاوتی دارد. او معتقد است در محیطی که نرخ بهره به‌شدت نوسان دارد، مفهوم «پناهگاه امن مطلق» عملاً وجود ندارد. اوراق قرضه تحت تأثیر افزایش بازده قرار می‌گیرند، سهام نوسان بالایی دارند و حتی طلا نیز همیشه محافظت کامل ایجاد نمی‌کند.

به همین دلیل او توصیه می‌کند سرمایه‌گذاران سهم بیشتری از دارایی‌های نقد نگه دارند؛ نه صرفاً به‌عنوان یک سپر دفاعی، بلکه به‌عنوان ابزاری برای استفاده از فرصت‌هایی که در دوره‌های نوسان ایجاد می‌شود.

در نهایت بسیاری از اقتصاددانان بر یک نکته توافق دارند: بازارها کاملاً منطقی نیستند. آنها حاصل تعامل پیچیده میان داده‌های اقتصادی و رفتار انسانی هستند.

درس اصلی این دوره شاید پیش‌بینی دقیق آینده نباشد؛ بلکه توانایی حرکت در میان عدم قطعیت است. سرمایه‌گذاری که منتظر شفافیت کامل می‌ماند ممکن است هرگز تصمیمی نگیرد، در حالی که سرمایه‌گذاری که ابهام را می‌پذیرد می‌تواند انعطاف بیشتری در تصمیم‌گیری داشته باشد.

در جهانی که سرعت تحولات اقتصادی و فناوری بی‌سابقه شده، مزیت رقابتی دیگر صرفاً داشتن اطلاعات بیشتر نیست؛ بلکه توانایی تشخیص سیگنال‌های واقعی از میان انبوه داده‌هاست.

لینک کوتاه :
اشتراک گذاری :